خط داستانی
پدر یک خانواده کارگری در پیدا کردن شغل مشکل دارد، زیرا کارخانه نساجی محلی تنها کارگران کودک ارزان را استخدام میکند. او به ناچار اجازه میدهد دختر بزرگش در کارخانه کار کند. در همین حال، در نیویورک، تاجر ثروتمند هنسکام تحت فشار است تا علیه کار کودکان صحبت کند، اما او از این کار خودداری میکند. سپس، در حین سفر خانم هنسکام و دخترش، دختر جوان به طور تصادفی گم میشود و توسط خانواده کارگری پذیرفته میشود. برای کمک به آنها، او در کارخانه کار میکند. در حالی که این اتفاقات در حال وقوع است، هنسکام جستجویی برای دخترش آغاز کرده است در حالی که به ساخت امپراتوری مالی خود ادامه میدهد.