خط داستانی
فرانک میلز یک پسر دانشگاهی است که تنها یک آرزو در زندگی دارد و آن این است که روزی با دختر رویایش، هلن ویلسون، ازدواج کند. در اتاقش در دانشگاه، او یادداشتی از هلن دریافت میکند که در آن پیشنهاد او را قبول کرده و میگوید که با کمال میل به غرب خواهد رفت، جایی که او انتظار دارد ثروت خود را بسازد.