خط داستانی
دیو سختکوش عاشق گریس است، اما او او را به خاطر یک خواستگار جذابتر رد میکند. گریس در یک حادثه بیناییاش را از دست میدهد و خواستگارش او را ترک میکند. در همین حال، دیو نیز به خاطر فشار کار بیناییاش را از دست میدهد. دیو از بدبختی گریس مطلع میشود و پولی را که برای عمل خود پسانداز کرده بود به یک پزشک میدهد تا بینایی او بازگردانده شود.