خط داستانی
محکوم شماره 999، در سلول زندان خود تنهاست و یک صبح نامهای از مادرش دریافت میکند. در این نامه آمده است که آن زن سالخورده و ناتوان بیمار است و بدون غذا و پول مانده است. قلب محکوم غمگین میشود زیرا به زندگی جناییاش فکر میکند و میداند که مسئول نیازهای مادر فقیرش است. او برای فرصتی برای جبران خود دعا میکند.