خط داستانی
ادوارد رز، مالک یک شرکت مستقل قند، در برابر "تراست قند" مقاومت میکند. اما شریکش با تراست توطئه میکند تا رز را به ورشکستگی بکشاند. دو دختر کوچک رز به وال استریت میروند تا از رئیس تراست درخواست کمک کنند. رئیس که تحت تأثیر پیشنهاد آنها برای واگذاری پسانداز کوچکشان قرار نمیگیرد، در نهایت به اشکهای آنها تسلیم میشود. او به رز یک شغل پیشنهاد میدهد و خوشبختی به خانواده بازمیگردد.