خط داستانی
بهار است که مابل کوچک به مزرعه عموی زیک میرسد. هنری و استیو، دو کارگر مزرعه، دوستانی هستند که سالهای نوجوانی خود را در مزرعه عموی زیک گذراندهاند. آنها هرگز عشق واقعی را تجربه نکردهاند، جز عشق برادرانه، تا روزی که برای اولین بار با مابل ملاقات میکنند و هر دو به شدت عاشق او میشوند.