خط داستانی
در فقر غوطهور و دیگر قادر به تحمل سختیهایی که این وضعیت بر روی نوزادشان میآورد، یک جوان به همراه همسرش تصمیم میگیرند که کودک را با رها کردن او در یک خانه ثروتمند، رها کنند. یک دزد که خود به تازگی فرزندش را از دست داده، به این خانه نفوذ میکند و تصمیم میگیرد با دزدیدن نوزاد رها شده، غم همسرش را تسکین دهد. به زودی، جوان و همسرش خبر ثروت ناگهانی خود را دریافت میکنند. آنها سپس سعی میکنند فرزندشان را پیدا کنند، اما جستجویشان بینتیجه است. در مواجهه با ناامیدی همسرش، جوان پزشکی را صدا میزند که کالسکهچیاش کسی نیست جز دزد، که حالا اصلاح شده است. وقتی دزد علت غم جوان را میفهمد، به جدیت جرمش پی میبرد و همسرش را قانع میکند که باید نوزاد را به والدینش برگردانند.