خط داستانی
مانند پدرش، رالف پس از اتمام تحصیلاتش در دانشگاه به باشگاه فارغالتحصیلان پذیرفته میشود. او به مناسبت این رویداد یک استین یادبود دریافت میکند. رالف با یک مدل هنرمند آشنا میشود، با او ازدواج میکند و در برابر اعتراضات پدرش، از او جدا میشود. در نهایت، او به یک الکلی تبدیل میشود و همسر و فرزندشان را ترک میکند، که پس از مرگ مادر جوان، توسط پدر رالف پذیرفته میشود. نوه با همان مزایای پدرش بزرگ میشود، از همان دانشگاه فارغالتحصیل میشود و به همان باشگاه پذیرفته میشود. در طول جشنها، رالف به طور تصادفی از کنار باشگاه عبور میکند، از طریق پنجره توسط پسرش و دوستانش دیده میشود و به داخل آورده میشود. او سعی میکند از استین قدیمیاش بنوشد، اما توسط پسر که او را نمیشناسد، کنار زده میشود. پیرمرد وارد میشود و رالف را میشناسد. هر سه در حالی که رالف در حال مرگ است، آشتی میکنند.