خط داستانی
یک پدر مهربان یک جوان ثروتمند را به عنوان خواستگار دخترش ترجیح میدهد، اما زمانی که او یک مرد کارگر را انتخاب میکند، او را طرد میکند. سالها بعد، شوهر در برابر عوارض سل برای حمایت از همسر و دخترش مبارزه میکند. پدر قهرمان به یک بخیل تبدیل شده و در زمان مرگ شوهر، ناخواسته به یک آپارتمان ارزان در بالای آپارتمان دختر بیوهاش و فرزندش منتقل میشود. هنگامی که کودک برای کمک دعا میکند، پولهای بخیل از دودکش سقوط کرده و در کنار او میافتد. ایمان او بر پدر تأثیر میگذارد و او با دخترش آشتی میکند.