خط داستانی
یک زوج اجتماعی، دختر جوان خود را به خاطر زندگی اجتماعیشان نادیده میگیرند. وقتی دختر به شدت بیمار میشود، پدر متوجه اشتباهاتش میشود و تصمیم میگیرد در خانه بماند و از او مراقبت کند و از همسرش نیز میخواهد همین کار را انجام دهد. اما او به یک رقص میرود و دختر حالش بدتر میشود. وقتی او به خانه برمیگردد، دختر مرده است. پس از اینکه شوهرش او را ترک میکند، مادر به خودخواهیاش پی میبرد و در کنار قبر دخترش از او طلب بخشش میکند.