خط داستانی
یک کارگر صادق، جان ویتنی، خود را بیکار مییابد و نمیتواند برای خانوادهاش تأمین مالی کند. در ناامیدی، او به خانه یک مرد ثروتمند دستبرد میزند و دستگیر میشود. یکی از افسران پلیس، یک دوست قدیمی است و جان را به خانهاش همراهی میکند تا با همسرش وداع کند. جان، با احساس تحقیر، تصمیم به خودکشی و کشتن خانوادهاش میگیرد. مرد ثروتمند از وضعیت ناامیدکننده او مطلع میشود و به موقع میرسد تا خانواده را نجات دهد و اتهامات را پس میگیرد.