خط داستانی
ماری دو خواستگار دارد. او ویکتور را میپذیرد و تونی را رد میکند، که در یک حالت حسادت به ویکتور چاقو میزند. وقتی متوجه میشود که ویکتور هنوز زنده است، به اتاقی در خانه ماری که ویکتور در حال بهبودی است، وارد میشود و دوباره به او حمله میکند. او در حال تهدید به حمله به ماری است که ناگهان مأموران قانون وارد میشوند و او را دستگیر میکنند.