خط داستانی
هولدا دختری زیبا و دلربا است. سادگی روستایی او که با درخشش خیرهکننده هبه رقابت میکند، دلهای حساس جوانان روستا را تسخیر میکند. اما افسوس، هولدا دختری بیثبات بود و به نظر میرسید که به اندازه ماه، مراحل مختلفی دارد، با لبخندی برای همه و اخمی برای هیچکس. دمدمیمزاجی او باعث ایجاد ناراحتیهای زیادی برای خود و عاشقانش شد، زیرا وقتی والدینش برای بازدید رفته بودند و او را مسئول آشپزخانه گذاشته بودند، با خوشحالی جک شوخ، دلقک روستا را پذیرفت، تنها برای اینکه او را در طبقه بالا پنهان کند تا پات، صاحب اسب، که قلبش قبلاً متعلق به هولدا بود، وارد شود و او نیز در فر هلندی پنهان شود تا هنگی، پسر کارگر، نزدیک شود.