خط داستانی
در اینجا تصویری را ارائه میدهیم که به سادگی تماشاگران را با خنده به شدت تکان میدهد. صحنه در اتاق خواب یک هتل آغاز میشود. یک مسافر ظاهر میشود که به وضوح "کمی بدحال" است. پس از کشش و یawn کردن، او به تدریج لباسهایش را در میآورد. او کت و جلیقهاش را میاندازد، اما به ناگاه و با ناامیدی متوجه میشود که ناگهان در یک لباس نظامی قارهای پوشیده شده است. او این لباس را با عصبانیت میاندازد، اما بلافاصله یک لباس پلیس بر تنش میافتد. این لباس نیز با خشم کنار گذاشته میشود و او خود را در لباس یک سرباز مییابد. در نهایت، با فکر اینکه موفق شده، به سمت تخت میرود و یک اسکلت را میبیند که به آرامی بر روی بالشش استراحت میکند. تخت ناگهان ناپدید میشود و او را بر روی زمین نشسته میگذارد و مقادیر زیادی ملحفه از سقف بر روی او میبارد. این تصویر با خنده شدید تماشاگران به پایان میرسد. (کاتالوگ ادیسون)