خط داستانی
مارگارت در مقابل شومینه نشسته است و فاوست در کنار او ایستاده است. مفیستوفلس وارد میشود و شمشیرش را به فاوست ارائه میدهد و او را به سر بریدن مارگارت زیبا فرمان میدهد. فاوست امتناع میکند، در نتیجه مفیستوفلس شمشیر را بر گردن خانم میکشد و او ناگهان ناپدید میشود و فاوست در جای او نشسته است.