Storyline
در حین کار بر روی یک رمان در خانه روستاییاش در کانکتیکات، نویسنده متأهل تونی بارنت (کوپر) به مانیا (استن)، دختر یک کشاورز همسایه، جذب میشود. مانیا به طور ناخوشایندی به فردریک (بلامی) نامزد شده است. به دلیل طوفان برف، تونی و مانیا شب را در خانهاش گرفتار میشوند. روز بعد، پدر مانیا بر برگزاری عروسیاش با فردریک اصرار میکند، با وجود تردیدهای مانیا. مستی و حسادت منجر به یک تراژدی در مراسم عروسی آن شب میشود.