خط داستانی
جرّی و سویل بی پولند. جرّی هنوز دانش آموز است و سویل بیکار است. هر دو به دنبال زندگی بهترند. داشتن دو بلیت فصلی برای باشگاه فوتبال محبوبشان بزرگ ترین رویا است. بلیت ها دویست پوند بود و آن ها صد پوند کم دارند. اما آن ها راهی برای جبران می یابند و مأموریت شان برای تأمین پول آغاز می شود. هر چه طرح های پول درشت تر می سازند، زندگی واقعی به تدریج با این کلاهبرداری همراه می شود تا اینکه در راه اجرا به زندان می افتند و متوجه می شوند مجازاتشان دقیقاً همان جایی است که می خواهند قرار بگیرد