خط داستانی
کشاورز جوان و پرشور، اول افور، مزرعه اِنِکِر در زیلند را به همراه مزرعه اسبسواری و بدهیهای عظیم آن به عهده میگیرد. در همین حال، او با بنت، دختر مالک سابق مزرعه، ازدواج میکند. اگرچه این ازدواج در ابتدا به خاطر منافع مالی است، اما این زوج جوان احساسات قوی نسبت به یکدیگر پیدا میکنند و با هم به مبارزه با بدهی، مادربزرگ شرور بنت و معشوق بدذات او، استاد سوارکاری وایلدرز، میپردازند.